السيد الخميني
20
ولايت فقيه ( حكومت اسلامى ) ( موسوعة الإمام الخميني 21 ) ( فارسى )
وَلا قُوَّةَ إلّابِاللَّهِ ! وقتى كه مُرديم ، ان شاء اللَّه به ما اجر مىدهند ! اگر منطق ما اين باشد ، آنها كارى به ما ندارند . آن مردك ( نظامى انگليس در زمان اشغال عراق ) پرسيد اينكه در بالاى مأذنه دارد اذان مىگويد به سياست انگلستان ضرر دارد ؟ گفتند : نه . گفت : بگذار هرچه مىخواهد بگويد ! اگر شما به سياست استعمارگران كارى نداشته باشيد و اسلام را همين احكامى كه هميشه فقط از آن بحث مىكنيد بدانيد و هرگز از آن تخطى نكنيد ، به شما كارى ندارند . شما هرچه مىخواهيد نماز بخوانيد . آنها نفت شما را مىخواهند ، به نماز شما چه كار دارند . آنها معادن ما را مىخواهند ؛ مىخواهند كشور ما بازار فروش كالاهاى آنها باشد . و به همين جهت حكومتهاى دستنشاندهء آنها از صنعتى شدن ما جلوگيرى مىكنند ؛ يا صنايع وابسته و مونتاژ تأسيس مىكنند . آنها مىخواهند ما آدم نباشيم ! از آدم مىترسند . اگر يك آدم پيدا شد از او مىترسند . براى اينكه توليد مثل مىكند ، و تأثيراتى مىگذارد كه اساس استبداد و استعمار و حكومت دستنشاندگى را در هم مىريزد . لذا هر وقت آدمى پيدا شد ، يا او را كشتند ؛ يا زندانى و تبعيدش كردند ؛ يا لكهدارش كردند كه « سياسى » است ! اين آخوند « سياسى » است ! پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم هم سياسى بود . اين تبليغ سوء را عمّال سياسى استعمار مىكنند تا شما را از سياست كنار بزنند ، و از دخالت در امور اجتماعى باز دارند ؛ و نگذارند با دولتهاى خائن و سياستهاى ضد ملى و ضد اسلامى مبارزه كنيد ؛ و آنها هر كارى مىخواهند بكنند و هر غلطى مىخواهند بكنند ، كسى نباشد جلو آنها را بگيرد .